محمد مهدى ملايرى

94

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به ده‌هزار درهم رسيد آن را در ديوان خاص ثبت كنند . و اگر هديه‌دهنده انتظار پاداشى داشته باشد و در طى سال اتفاقى براى او بيفتد كه نيازمند كمك گردد مانند اين‌كه بليّه‌اى بر او برسد ، يا ساختمانى بسازد ، يا مهمانى بزرگ و وليمه‌اى بدهد يا پسر زن دهد يا دختر به شوى فرستد ، و هديهء او ده‌هزار درهم بوده ، دو برابر آن را به عنوان كمك به او بدهند . ولى اگر هديهء او چيز كوچكى بوده ، مانند پيكانى يا سيبى يا ترنجى و مانند آن‌ها ، بر شاه است كه در هنگام نيازمندى او به اندازه‌اى كه اخلاص و وفادارى هديه‌دهنده مقتضى آن و خيلى بيش از اندازهء هديه او باشد او را پاداش دهد . و اگر كسى از اين افراد در هنگام نيازمندى كمكى به او نمىرسيد مكلف بوده است كه اين امر را به ديوان اطلاع دهد ، و از زنده نگه‌داشتن اين آيين غفلت نكند . و اگر اطلاع نمىداد كيفر مىيافت زيرا اين كار توهين به شاه و نشانه‌اى از بىاعتنايى به او تلقى مىشد » « 1 » . و اما خطابه كه هديهء خطيبان در جشن نوروز بوده ، هرچند دربارهء آن آگاهى درستى نداريم ، ولى از آنچه در شرح حال چند تن از خطيبان و واعظان معروف قرن اوّل و دوم اسلامى و پيشينهء كار آن‌ها در دوران ساسانى آمده مىتوان دربارهء آن اگرچه به اجمال هم باشد اطلاعات سودمندى به دست آورد . اين خطيبان كسانى بوده‌اند از خاندان ابان رقاشى كه سه تن از آن‌ها به نامهاى فضل پسر عيسى بن ابان و پسرش عبد الصمد و عمويش يزد بن ابان در زمان خودشان در وعظ و خطابه شهرتى بسيار و مقامى و الا داشته‌اند ، آن‌چنان‌كه در مجلس حسن بصرى و فقيهان زمانشان به وعظ و تذكير مىپرداخته‌اند ، و جاحظ آن‌ها را به عنوان سخنورترين مردم زمان خودشان ستوده و از سخنان آنان هم عبارات عبرت‌انگيزى كه چون مثل ساير بر سر زبان‌ها بوده است آورده « 2 » . و در بيان علّت سخنورى اين خاندان از زبان ابو عبيده كه از راويان آگاه و مورد اعتماد

--> ( 1 ) . تفصيل اين اجمال را در كتاب التاج فى اخلاق الملوك چاپ قاهره ، ص 146 تا 150 خواهيد يافت . ( 2 ) . جاحظ ، البيان و التبيين ، چاپ سندويى ، ج 1 ، ص 247 .